
روند آفرینش شعر
بقیه از صفحهء دوم
من در این بوم رنگ و خاطره
میروم با خش خش خشگ مرگ برگ
بزیر پا
در امتداد خط خاطرات
لرزان گذشته در نور ماه.
http://www.khaterate-sefid.blogfa.com/rss.aspx
در یک صبح زود آخر زمستانی، دوش با برفی سنگین بر شاخه های لخت درختان و پیاده رو، باغ را باکره ای منتظر عروسی آراسته بود:
ولی امشب نظرت عوض شد
حریر سفید به بر کرده در کور نور شب.
چون عروسی در آستانه ی در
پاک و پر ناز ایستاده – بی قرار، در انتظار.
آستر خاکستری و سفید در بوم برفی به پیرهنت کوک می خورد.
شاخه های درختان درطبقات پشمک سفيد سوار نامطمئن خاضعانه خم شده-
در اين جهان ابيض بی سايه ناپايدار.
http://www.iranliberal.com/Honar+Adabiat/Baran_Bahar.htm
در 2 شعر پرواز و زود دیر، تکانه درونی است. در اولی میل پس رفتن در زمان برای برگشت به زادگاه تصویر شده؛ در دومی گلایه از گذر پرشتاب زمان با معشوق/ هنر است:
هر از گاهی بخواب، کنم پرواز
از پنجره به آسمان باز
میپرم بهدور آبی، بالای شهر، بینیاز
فراز کیان ردیف چنار خیابان، خالی از تردد مردم آز.
http://www.sharghian.com/mag2/archive/005961.html
با تو چه زود دیر می شود.
زمان بی زبان
شب، کوتاه می شود.
شراب بی مسما
شتاب شور می شود.
لحظه شیرین،
خواب دور می شود.
http://www.maniha.com/baran.bijan.htm
خواندن شعری در وب، محرکی شد که شعری طولانی در باره فرهنگ ایرانی بنویسم.
به استقبال از "تحشیه بر دیوار خانگی" پگاه احمدی-
غزل پرواز بر تاریخ کهن دیار1
دیوار هندسه شهر است
زیر بال ابدیت پرواز
در تکامل تمدن- ادوار 7 خوان زندگی از گهواره تا گور.
سیاهی محاصره ماه در بروج فلکی؛
کسوف عدل ظهر تابستان؛http://www.7sang.com/mag/2005/07/29/poem-bijan_baran.php
با فراخوانی در باره صلح چند هفته گاهگداری به این موصوع و منطقه خاور میانه اندیشیدم. روزی نشستم؛ طرح شعر را با آغاز، بدنه، پایان ریختم:
صلح مادر تمدن است.
نور ابدیت بوده -
زير بال پرواز کبوتر سفید حامل شاخه زیتون .
در تکامل تمدنها- ادوار هفت خوان زندگی از گهواره تا گور تحکیم میشود.
http://www.mashal.org/home/main/shehr.php?id=00527
منابع.
{1} دکتر بیژن باران: شاعر، نه شعر. http://fsheida.blogfa.com/post-87.aspx
{2} دکتر بیژن باران: تبلور اختلالات روحي در شعر نو فارسي. http://www.kavosh.net/news/view.asp?NewsID=131
{3} در 1926 گرم والاس Graham Wallas (1858 1932) این روال را فرموله کرد. این مدرس خردگرای انگلیسی دوست برنارد شاو بود.
http://www.members.optusnet.com.au/charles57/Creative/Brain/index.html
{4} Paul Valery (1871 - 1945) شاعر متعهد فرانسه. می گوید شعر رقصیدن است؛ نثر راهرفتن یا دویدن . یعنی اولی بیان موزون مفهومی است دومی رسیدن به مقصد. همو گوید:
کتابها هم مانند انسانها دشمن دارند: آتش، رطوبت، جانواران، اوضاع جوی، و محتوایشان.
یک انسان بینهایت پیچیده تر از اندیشه هایش است.