داکتر بیژن باران


بیژن باران

چرا منو دادي طلاق؟ / اي زن خوش اخلاق،   
پا خوبمو كردي چلاق / من افتادم تو باتلاق.
 
از موي سر تا موي ساق./ 2 پنجره باز و 4 طاق
بوديم باهم9 ماه علاق / يكي بسته، شديم تاق.

بي تو سخته و شقاق / جفت بوديم و مشتاق
تو حياط نه تو اطاق/ طاقتم شده ديگه طاق.

چرا منو كردي عاق؟ / دورم از مركز ناق
بالا رفته منو فاق / سرد و خاموشه اجاق.

تنها شدم و بی رفاق/ چی شد آنهمه میثاق
تیر تو سینم شد سنجاق/ دردم زیاد چون باجناق.

آخه اين نيست خلاق / بزني سكوت شلاق
ديگه ندارم هيچ علاق / خوابيده شق ملاق.

سر يك عيار قالتاق / 4 چرخ ماشين بي قالپاق
ورودش بی اذن و قاچاق/ انداخت میان ما نفاق.
 
قليونم بدون چخماق / قاشق بشقاب، بي قيماق
کم بایدت تو اغراق / از سر رحم و شفاق.

بدنم شده اوراق/ ندارم بتو طراق
آخه اين نيست محاق / مي ميكم اكنون سماق

نرم و محزونم چماق / باتو بود خوب قبراق
دوش ميكرد اطراق / در خوشي نيست حماق.

با تو شبها بود َبراق / شغل اصليم بود َرزاق
ذائقه م را تو ارزاق / ذهن من را تو اشراق.

داشتيم ميرفتيم ييلاق / منو جاگذشتي قشلاق
سكوتت بيكلام اطلاق / نيست اين دور از اخلاق؟    

خانه ام بدون چراغ / چرا مي شي انقد بُراغ
اگه شد بشم يه دباغ /  شايدم بشم يه صباغ.

 بلبل مو كردي كلاغ / لكنتش جاي بلاغ
  تو خرابه نه تو باغ / ميپره از واغ واغ.

خواسيم بريم ساوجبلاغ / ردم كردي خوي و مراغ
حكمي است بدون ابلاغ / نميگيري از من سراغ .

افتادم از سرو دماغ / جيز شدم سوخته و داغ
قرقيم بي اوج مثه زاغ / نه تو آسمون، تو راغ.

با َمركب و زين و يراق / مي لنگم مثه اون قزاق
بجاي ايران، تو عراق / محكومم بكار شاق.

خوش نييآد به مذاق /  سر صف بودم شدم قاق   
ختنه ام و دارم ُخناق / ترسم از غم بشم چاق.

ميتوني كني تو ارفاق؟ / باشم تو صف عشاق
 بگمت بدون اغراق / بدون که دارم استحقاق.

دورم ا زتو، پراز فراق / پوستم سوزد ازين حراق
تو اراكي يا تو نراق؟ / بگو ندادي منو طلاق..

 1103

طلاق یعنی فسخ قرارداد زناشویی بین 2 انسان، در شعر قدیم یا نیست یا کم است. بیشتر نقطه مقابل آن یعنی وحدت و وصل در شعر قدیم فراوان است.  در طلاق خاطرات و برنامه های  مشترک از هم جدا شده؛ دیگر در باره آنها نتوان گفت و شنید. در زبان دری/ فارسی بسیاری واژه ها بخاطر ضرورت عروضی مترادف شده اند؛ از جمله: مطايبه، طنز، هجو، هزل، شوخی، مضاحکه، مزاح، خوشی، نكته‌سنجي، لطيفه، بگوبخند، طعن، بذله، تمسخر، کمدی، در لفافه، جوک، کاریکاتور.  ولی این واژه ها در معنی باهم  تفاوت دارند. هجو بمعنی سرزنش و ضعف نمایی یک فرد است. انوری، خاقانی، ایرج میرزا هجوپردازان بنام بودند. طنز یا کرشمه فساد اجتماع را با هدف اصلاح آن بیان می کند. در طنز میتوان از هوراس رومی، مولیر فرانسوی، سویفت انگلیسی، خیام، حافظ در رد ریا، اخوان ثالث نام برد. هزل برای تفریح است؛ مانند جوکهای امروزی. مولانا و سنایی گاهی هزل بکار برده اند.  من و شمع و پروانه همه دوست بودیم به عشق / پروانه پرش ، شمع سرش ، من جگرم سوخت ز عشق.  دکتر نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!  يك روز كبريتي سرش را مي خاراند، آتش مي گيرد.  به طرف ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش! مادر: علي بيا اسفناج بخور آهن دارد/ علي: آخر مادر جان الان آب خوردم مي ترسم زنگ بزنم.  در غریبی یاد یاران عار نیست/ یک اس ام اس کمتراز دیدارنیست.

یکی از محرکه های جانشمول انسان شادی است که در نزد انسانهای 5 قاره وجود دارد. مطایبه موجب انبساط خاطر می شود؛ در تمام فرهنگها هم وجود دارد. نمونه: در جنگل انقدر درخت است که نمی شود درخت را دید؛  یا در مه زیاد نمیشود مه را دید.  مطايبه‌شناسي  Humorology نشان میدهد که شوخی یکی از تجليهاي ناخودآگاه جمعي در زندگي روزمره‌، حضوري جدي دارد. لطيفه‌ها به خاطر تنوع ساختارهاي زباني، قابل بررسي‌ترين گونه‌هاي شوخ‌طبعي در ميان زبان‌شناسان به شمار مي‌آيند. لطيفه‌ها، اصولاً از كجاي ذهن ما مي‌آيند، انگيزه ساختن آنها چيست و كدام نياز ما را برآورده مي‌كند؟ از نظر متني و ساختاري، چگونه شكل مي‌گيرند و مكانيزم تكوين آنها چگونه است؟ لطيفه از نظر ساختاري به دو بخش: معرفي (مقدمه) و لب مطلب تقسيم شده است. در بخش معرفي، عناصر اصلي لطيفه معرفي مي‌شود؛ فضا براي وارد ساختن ضربه و گفتن جمله اصلي لطيفه آماده مي‌شود. بخش لب مطلب، جمله كوتاهي است كه به نوعي با بخش اول تضاد و ناهمگوني دارد؛ در آن عنصر غافلگيري و پيوندي غيرمنتظره ديده مي‌شود, به شكلي منطق معمول و روزمره را بر هم مي‌زند.  در ادبیات قرون وسطا عبید زاکانی و در ادبیات مدرن دهخدا و اصحاب هفتگینامه توفیق، منوچهر محجوبی، عمران صلاحی، هادی خرسندی را می توان نام برد. در غرب هم مارک توین و برنارد شاو شهره اند.

http://www.golagha.ir/news/default.aspx?ty=15&id=1185

 

بالا