داکتر بیژن باران

با اهل خرد باش که اصل تن تو /گردي و نسيمی و غباري و دمی است.

 -خیام 427-510 خ{1}

دکتر بیژن باران

مقدمه

در ادبیات، انسان را می توان تنی با سر و دل دانست.  سر جایگاه حافظه، حرکت، هوش و منطق است.  دل تاریخا جایگاه احساس، عشق و کردار است. مثلا در فارسی اصطلاح "خودش را تو دل جا کرده" برابر عشق به او است. البته اکنون روشن شده که وجود هرمونهای درون ریز جنسی مغزی/ غددی endocrine روی ضربان دل، تنفس و ماهیچه ها اثر می گذارد. لذا این مراکز با ریزش/میرش پیامبرهای شیمیایی پویا در خون، کردار را جهت می دهند. {2،3} رابطه انسانها پدیده ای زنده است که از آغازی به اوج و سپس به پایانی می رسد.  یکی از این رابطه ها عشق است.  عشق یا رابطه 2 تن، از 3 مرحله عمده می گذرد- توصیف هریک از این مراحل، یک ژانر هنری هم می باشد.

1-      انس 2 فرد از فاصله دور.  بیان شعری این رابطه لیریک lyric نام دارد.  بیشترین بخش شعر جهانی لیریک است.  در فارسی، غزل (چه عروضی و چه سپید) تبلور این گونه احساس است.  این تبیین رابطه، قدیمتر بوده؛ بیشتر متنی میباشد. اگرچه گاهی با کتیبه و مینیاتور همراه است.  در لیریک رابطه 2 تن از فاصله ای معین، بخاطر اوضاع فرهنگی جامعه، با پندارهای رمانتیک یا عارفانه، بیان می شود.  در این نوع شعر از سر و دل، با پوششی بدیع از 2 تن، گفته میشود.  نقاشی مونا لیزای داوینچی {4} نمونه هنر لیریک قرن 16م است. تاریخ 1000 سال گذشته فارسی پر است از غزلیات مبین این رابطه. سپهری {5} می گوید: 

 عشق
صدای فاصله هاست
..
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند
...

 

2-      نزدیکی 2 فرد در خلوت. بیان هنری این رابطه اروتیسیسم eroticism یا رابطه دنجی پوست 2 تن است که این بیان گاهی انگیختن نفسانی مخاطب را موجب شود. به لسان عربی، وصف العیش؛ نصف العیش. سقراط {6} آموزه های اروس (الهه عشق) را در باره زیبایی تن زمینی تدوین کرد.  ابن سینا و فارابی{7و 8 } تحت تاثیر فلسفه افلاطونی {9} توصیف معانقه /بغل کردن و تقبیل/ بوسیدن را پذیرفته ولی مباضعه/ دخول را تنها با ازدواج می پذیرند؛ توصیف این کردار سومی را در هنر نمی پسندند.  اوكتاويو پاز {10}، دارنده نوبل ادبیات از مكزيك، غزل حافظ {11} .. را در رده اروتيسیسم عرفانى قرار ‏دهد. او افزاید: در تورات و انجيل هيچ آيه‏اى وجود ندارد كه نشانى از سرزنش تن يا ترجیح روح بر جسم، به عنوان دو عنصر متضاد داشته باشد. پاز سرچشمه ی اين سرزنش و ريشه‏ى آن را در مکتب عشق افلاطونى (بدون بستریات) مى‏داند. { 12 } شعر اروتیک توصیف هنرمندانه میان تنه را هم به سر و دل میافزاید. نقاشی مایای برهنه گویا، هنرمند قرن 18 اسپانیا، نمونه هنر اروتیک است.{ 13 } حافط می گوید:

 

من با کمر تو در میان کردم دست /پنداشتمش که در میان چیزی هست.

پیداسـت از آن میان چو بربست کمر/ تا من ز کمر چه طرف خواهم بربسـت.

 

3-      بیان دخول پورنو گرافی نام دارد. این واژه از ترکیب 2 واژه یونانی برابر روسپی و نگارش پدید آمده.  معنی تلویحی آن وجه تجاری را هم القا میکند. در فارسی اعضای میان تنه و فعل اصلی کمکی، همه با کاف آغاز می شوند. این نوع توصیف بستریات با فیلم، نوار، قرص فشرده، اینترنت عامه گستر شد.  پورنوگرافی تاکید را روی افعال مربوط به هم آغوشی 2 تن گذاشته؛ جای عشق لیریک و حسیات اروتیک را توصیف عمل جنسی می گیرد.  برخی، برخی آثار فرخی، عبید، ایرج { 14، 15، 16 } را شعر پورنو مینامند. هزلیات سعدی {17} از نخستین چاپ آثار او هم‌واره در محاق حذف بوده است. در ۱۳۱۹، محمد علی فروغی با تصحیح کلیات سعدی، هزلیات را  منافی اخلاق انگاشته؛ آنها را کنار گذاشت. {18} از آن تاریخ به بعد، اکثر چاپها از سلیقه فروغی‌ پیروی کرده‌اند. سعدی با تاکید بروی حظ حواس و لذات جسمانی بطور موجز گوید:

 

 جامع هفت چیز در یک روز/  نه عجب گر بمیرد آن دابه {جانور}:

سیر بریان و جوز و ماهی و ماست / تخم مرغ و جماع و گرمابه.

 

اروتیسیسم

در ترجمه‏ ی عذرا پاوند {19} از اشعار مصر باستان آمده: "زنان و مردان جوانى را مى‏بينيم در فضايى انباشته از عطرهاى خوشبو، تن‏پوش‏هاى ابريشمين، شكارهاى لذيذ، كلوچه‏هاى شيرين، گوهرهاى گرانبها، بسترهاى پاكيزه .. اينها تماماً لوازم و اشيايى هستند كه براى لذت جسمانى فراهم آمده‏اند." اما اميال نفسانی كه در پندارهای كليمى- مسيحى از وسوسه‏هاى تن با نماد شیطان سرچشمه مى‏گيرند؛ نيرويى مخرب و معصيت‏بار محسوب مى‏شوند. در فرهنگ هند این امیال انرژىِ مثبتى اند كه خرد و انديشه را شكل مى‏دهند. این اميال که از نيروهاى كيهانى اند؛ از عوامل چرخش افلاک قلمداد شده. كاما از خدايان هند است؛ همپايه اروس در ميتولوژى يونان. كاما به اين دليل از خدايان است كه در پاكترين و پُرتحرك‏ترين شكلش، انرژى تقديس شده است. تن در فرهنگ هند مخزن اين انرژى تقديس شده و كيهانى است. {20} در غزل غزلهای سلیمان، ترجمه شاملو، آمده است: "ای خواهر و عروس من، بوسه هایت چه بسیار لذیذند؛ از شراب نیکوتر." سافو {19} شاعره یونان باستان شعر خصوصی بستریات نیز دارد. در کاماسوترای {20} هندی از 30 جور بوسه نام برده شده. در افسانه های یونانی ثانوس، فرزند شب/ تاریکی و 2 قلوی خواب/الهه شر، تن-نمای personification    مرگ است. اروس، غریزه نفسانی دروج chaos / آشوب شهوانی در تقابل با نظم آپولو، تن-نمای زیبایی است.  افلاطون نفس اماره را از عشق تفکیک کرده؛ لذا عشق افلاطونی در ادبیات رایج شد.  ارسطو {21} اروس را حرص برای تکمیل، الهه تکمیل مرد/زن و انسان/خدا قلمداد کرد. این نظرات در قرون وسطا در اروپا و خاور میانه رایج بودند.  در هولیود بخاطر سانسور نیمه ی دهه 50 قرن 20 م، بوسه ایستاده و نشسته در فیلم نشان داده میشد؛ بعدها بوسه 2 تن درازکشیده بآن افزوده شد.

در کل، اسرار مگو، سرکوب نفس ِامّاره، تصعید غرایز عوالم لذ ّت جوئی ِهمآغوشی و سکس،  با کلام ِ موزون تصویری شعر اروتیسیسم را پدید آورد. انگیختن حسی ِشعر با تصویر جسم و جان بیان اروتیک بخود گرفت. این رابطه نزدیکی 2 تن با مضامین عشق ورزی، بوس و کنار، ‏هم آغوشی محتوای شعر بستریات است.  از ثنویت جنسیتی، گفتمانی پدید آمده که برمبنای آن عاشق و معشوق دونیمۀ جداافتاده و بیگانه از یکدیگرند. کمال هر یک، مشروط به وحدت با نیمۀ دیگراست. به عبارت ِدیگر، عاشق و معشوق هر یک گویا نیمه ای ناتمامند؛ تنها با یافتن ِنیمۀ دیگراست که انسان به کمال دست می یابد. معترضه باید افزود که واژه عشق فارسی بوده با ریشه لغوی اوستایی.  در کتاب آسمانی مسلمانان واژه عربی برابر آن حب است.{26}

در شعله دوگانه Double Flame ‏، اوکتاویو پاز با بررسی تاریخی اروتیسیسم در هنر و ادبیات اروپا نتیجه میگیرد که ‏دگرگونی اخلاقی در شعر درباری ‏جنوب فرانسه، تحت تأثیر آشنایی صلیبیون با ‏غزلیات مسلمانان آغاز شد. نهایتاً  برابری 2 جنس، که به نظر او بدون آزادی زنان امکان ناپذیر ‏است، در قرن 19م آغاز شد. با این ‏همه پاز اشعار عاشقانه ای را که در این قرن و ‏آغاز قرن 20م در غرب آفریده شده، ‏اروتیک نمی داند. چرا که هنوز تا آزادی ‏زنان در این جوامع راه درازی در پیش است . {23}

 

پس اگر هنر مربوط به گرانش (جاذبه) 2 تن را خلاصه کنیم:

لیریک = سر+ دل (رمانتیک و جاذبه جنسی استتاری)؛ الگو: مونا لیزای داوینچی.

اروتیک = سر+ دل + تن (جاذبه جنسی تصعیدی )؛ مایای برهنه اثر گویا.

پورنو = تن (اعضا + افعال)؛ بوفور در انیترنت.  

 

اروتیسیسم ایران

فلات پهناور ایران از 10 هزار سال پیش چون فرشهای رنگارنگ ایرانی با ملل و فرهنگهای گوناگون پر بود.  بومیان این فلات با عقاید ویژه، سفالگری، باغداری، دامپروری زندگی میکردند.  از 2 هزار سال ق.م آریایها از شمال با اسب و فلزکاری در 2 ستون در خاور و باختر خزر در چند موج به سوی جنوب گرم فلات سرازیر شدند.  در خاور دینشان زرتشتی و در باختر با کیشهای میترایی، مغان، زروانی و مزدایی با همسایگان بومی درآمیختند. کیش میترایی از طریق ترکیه به روم رسید.  در خطه روم مهرابه هایی بدون پنجره، برای 7 مرتبت پیروان، ساخته شدند.    این مرتبه ها از مقام دون کلاغ، داماد، سرباز، شیر، پارسی، خورشید-رهرو، تا مقام والای پدر تقسیم بندی شده بودند. در این اماکن، با راز داری ویژه بدون کتابت، پیروان در مراسم پذیرش و اعتقادی حضور پیدا می کردند.  پدر بالاترین مرتبت بود.  در صحنه جلوی مهرابه، حجاری سنگی میترا با شلوار و کلاهی شبیه صف مادها در بارعام تخت جمشید در حال کشتن گاو مقدس است. بالای سر او خورشید، ماه، ستارگان؛ در پایین، نمادهای دیگری مانند کژدم، خوشه، خون، بیضه گاو، کلاغ، شیر دیده میشود.  در آذربایجان مغان برایشان آتش/نور معنای خاصی داشت.  در هزاره بعدی، زروانیان به 3 شاخه عمده تقسیم شدند. در ارتفاعات زاگروس کردستان دهریون پدید آمدند.  آنها زمان را ابدی، جهان را مادی و بیخدا، دم را غنیمت دانسته. در لرستان زمان و معنویت 2خدایی رواج یافت. آنها جهان را آفریده از اندیشه هرمز می انگاشتند.  در جنوب در نزدیکی با ایلامیان، افکار تقدیری شده؛ سرنوشت بشر را از پیش تعیین شده دانسته؛ با بدبینی قسمت انسان را در گرو بروج فلکی می پنداشنتد. ایلامیان با معماری هرمی مانند زیگورات چغازنبیل دزفول از 1250 ق م، اعتقادات به بروج 12 گانه فلکی، پرستش الهه کی ری ش و خدای این شوش نیاک به فتح بابل و آسور نایل آمدند. در شرق در ابتدای قرون اولیه میلادی، آموزه های بودایی به فرهنگ خراسان و سیستان افزوده گشت. در غرب فلات، اعتقادات مسیحی با اعتقادات محلی آمیخته؛ مانویت، هرمتیسم، مانداییان؛ سپس یزدانیان، صابیین، مزدکیان پدید آمدند.  فرازهایی از متون مانده از این فرهنگ شطرنجی آورده میشود.  ابن مصالح فرهنگی در آثار ایرانی بویژه فردوسی، خیام، حافظ فراوان بکار رفته اند.  دیگر اینکه بیان و دیدگاه این شاعران در مقطع قرون وسطا مرد-مرکزی بوده؛ با تمام لطافت و بدعت از مقوله های عصر حاضر مانند برابری جنسیت، ملیت، نژاد، عقیده تهی اند. بااین وصف تبلیغ عشق از خونریزی و جنگ بهتر است.

در متون اوستایی، یشتها، گاتها، یسنا، از پگاه، خیسی، و غیره سخن رفته است. در وندیداد و ارداویراف نامه حکایات‌ مجازات‌ فاحشگان آمده. در ترانه های شفاهی هم جنبه های عشقی و گاهی تن-مایگی وجود دارد. عمل لقاح بدون عقد/ ازدواج مرسوم نبوده. در مفصلی گیرا، فردوسی همآغوشی رستم و تهمینه را تحت شرایط تاریکی، جاذبه جنسی (رو، قد، تن)، بدون عقد و برای تولید مثل نه خوش گذرانی با زبان ایهام، تمثیل، اشاره، استعاره، غیر مستقیم بیان میکند. نطفه سهراب، فرزند رستم، یک در/مروارید در صدف/بطن تهمینه، دختر شاه سمنگان، میشود:

چو انباز او گشت با او به راز/نبود آن شب تیره تا دیر باز.

ز شبنم شد آن غنچه‌ی تازه پر/و یا حقه‌ی لعل شد پر ز در.

به کام صدف قطره اندر چکید/میانش یکی گوهر آمد پدید.{24}

 

 واژه ‌های شبنم، غنچه‌ی تازه، حقه‌ی لعل، دُر، صدف، قطره، کام، گوهر؛ افعال چکیدن، پر شدن، صفات باز، تیره، میان؛ و ایهام زیبای باز بمعنی گاه و انقباض بطور موجز عمل لقاح را در تصویری شاعرانه و اروتیک القا میکنند . باکرگی تهمینه ّبا پگاه/ تازه/ شبنم، آغاز صبح، خیسی دریا/ صدف، سرخی لعل برای بارداری تداعی  میشوند.  گذر زمان از شب تا دیرگاه /پگاه – از تیره تا رویت غنچه بطور موازی با روایت صحنه ی همآغوشی چون ساعتی فرارو نشان داده میشود.  چرخش دید نیز با آوردن انباز/همبازی او، زمزمه رازوش به او، زوم روی اعضای بدن در لفافه استعاره های نغز و زنده رشد مروارید، بازشدن غنچه، با استعاره 2گانه کام سرخ لبدار دو لبه ی انقباضی صدف با ماهیچه اتصال درونی تمرکز شدید بصری شاعر را نشان میدهند.  

 

یکی دیگر از چهرههای تابناک لیریک فارسی نظامي است. تصویری که او از میان تنه ی زن میدهد از دید راوی کل، از فاصله متنابهی با سوژه، می باشد.  او با کاربرد استادانه مصالح بیرونی/ صحرایی به توصیف تن درون اتاق میپردازد.  حرکت آهو در ایستایی دره و گذران زود برف دوگانگی ملسی را القا میکنند. نیز رنگ آمیزی این تصویر، تقابل سیاهی دره را با سفیدی برف با ایجاز بیان می کند:

 

ميانش يكي دره ي ژرف بود /سم آهويي مانده بر برف بود.

 

مختاری در کتابش از شعر اروتیک، اروتیسیسم، شعر عاشقانه جنسی، شعر اروتیک در معرفت جسم، شعر رمانتیک جنسی، شعر جنسی در مغازله های باب روز، طرح جنسی زبان نام میبرد. {25} در شعر تجدد ایرج میرزا و شعر نو نیما، شاملو، اخوان، فروغ رگه هایی از شعر اروتیک دیده می شود که واشکافی آنها بیرون از قاب این جستار است.

 

منابع/یادداشتها

م.مختاری، هفتاد سال عاشقانه ، انتشارات تیراژه، چاپ ۱۳۷۸، تهران.

آ. ادیب، سایت: عشق از ریشه اوستایی اشکه ishka = خواستن است که در سانسکریت، اسلاوی، ارمنی، لاتین، آلمانی، انگلیسی ask هم شبیه همند.  در 2 زبان سامی عبری و عربی habba بمعنی چسبیدن= عشق است.  در این 2 زبان ahav   بمعنی خواستن= خشق است.  این واژه فارسی یا در زمان ساسانیان به بحرین، حجاز، یمن، عمان رفته یا پس از استیلای اعراب بر ایران به زبان عربی وارد شده.  نمونه های دیگر کندک = خندق، زندیک = زندیق اند که بزبان تازی راهیافته اند.  گردآورندگان لغتنامه های قرون وسطا باشتباه آنرا عربی انگاشته اند.{26}
اروتسیسم را در فارسی اروتیسم نوشته اند.  نمونه دیگر این سنت رمانتیسیسم است که رمانتیسم نوشته میشود.


{1} خیام شاعر و دانشمند1048- 1131 م.

{2} http://www.ijem.org.ir /

{3}http://www.mahmag.org/farsi.htm

تبلور اختلالات روحي در شعر نو فارسي/دكتر بيژن باران

{4} Mona Lisa / La Gioconda   لبحند ژکوند در موزه لوور پاریس از Leonardo da Vinci نقاش

ایتالیایی 1452 – 1519 .

{5} سهراب سپهری 1307- 1359  شاعر و نقاش ایرانی.

{6} Socrates   ق.م.469-399 فیلسوف یونانی که سخنانش در آثار افلاطون گردآوری شده.

{7} ابن سینا ۹۸۰-۱۰۳۷ م پزشگ و فیلسوف ایرانی.

{8}فارابی ۹۵۰ -۸۷۰ فیلسوف  و صاحب کتب سیاسی، موسیقی،  فلسفی.

{9} Plato  افلاطون 427– 347ق.م.  فیلسوف ایده آلیست یونانی.

{10} Octavio Paz 1914-1998 صاحب نوبل، نویسنده مکزیکی.

{11} حافظ 1310-1279 غزلسرای شیراز.

{12} http://www.hylit.net/ba/more/1771_0_2_0_M /

{13} Francisco de Goya, The Naked Maja 1800 .

{14} فرخي سیستانی شاعر اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري.

{15} عبید زاکانی شاعر قرن هشتم هجري صاحب موش و گربه.

{16} 1874-1924 شاعر هزال ابرج میرزا.

{17} شاعر سده 7م هجری شیراز 30 سال دور از وطن، صاحب گلستان و بوستان.

http://www.forgotten-dust.blogfa.com/post-10.aspx

{18} Ezra Pound 1885-1972 شاعر امریکایی مقیم اروپا.

{19} Sappho شاعر زن یونانی قرن610-570 ق.م. 

{20} Kama Sutra  از سده   2م کتاب و معبد عشق هندی.

{21} Aristotle    384 – 322 ق.م. فیلسوف یونانی.

{22}The Double flame: Love and Eroticism. 1995. Essay on Mexican art. 1993 .

{24}http://www.valselit.com/article.aspx?id=95

{25}www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=221

 {26} http://aryaadib.blogfa.com /

تماس با دکتر بیژن باران:

http://bejanbaran.blogfa.com/   aalborzray@yahoo.com

 

 

 بالا